تبليغاتX
سیب

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388

هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست!!!

  

هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست!!! www.miadgah.org

 سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت. وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي

كه رخ ميدهد به صلاح ماست.

 روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،
وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست.
پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن

 وزير را داد.

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول

 اسب سواري بود راه را گم  كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه

 پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم

قرباني براي خدايانشان بودند،
زماني كه مردم پادشاه خوشسيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني

براي تقديم به خداي آنهاست.

آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند، اما ناگهان يكي از مردان قبيله

فرياد كشيد«چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني

ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد.»

به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.
پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي

هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه   بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام

نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟

وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل

 به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي

قرباني كردن انتخاب ميكردند،بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود .

  ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است
 
سایت تفریحی میعادگاه www.miadgah.org

 

نوشته شده توسط سیب در 8:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388

گاهي ليوان را زمين بگذار

 

 استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید:

 به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

 شاگردان جواب دادند:

 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

 استاد گفت:

 من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

 استاد پرسید:

 خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد. 

حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری جسارتا“ گفت: دست تان بی حس می شود.

عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

 استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

 شاگردان جواب دادند: نه

 پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟

 درعوض من چه باید بکنم؟

 شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

 استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.

 اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

 اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد  خواهند آمد.

 اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است  که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

 به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

 دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.

زندگی همین است!

 

نوشته شده توسط سیب در 8:39 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم فروردین 1388

دکترحسابی و انیشتن لحظه سال تحویل

زمان تدريس در دانشگاه پرينستون دكتر حسابي تصميم مي گيرند سفره ي هفت سيني براي انيشتين و جمعي از بزرگترين دانشمندان دنيا از جمله "بور"، "فرمي"، "شوريندگر" و "ديراگ" و ديگر استادان دانشگاه بچينند و ايشان را براي سال نو دعوت كنند. آقاي دكتر خودشان كارتهاي دعوت را طراحي مي كنند و حاشيه ي آن را با گل هاي نيلوفر كه زير ستون هاي تخت جمشيد هست تزئين مي كنند و منشا و مفهوم اين گلها را هم توضيح مي دهند. چون مي دانستند وقتي ريشه مشخص شود براي طرف مقابل دلدادگي ايجاد مي كند. دكتر مي گفت: " براي همه كارت دعوت فرستادم و چون مي دانستم انيشتين بدون ويالونش جايي نمي رود تاكيد كردم كه سازش را هم با خود بياورد. همه سر وقت آمدند اما انيشتين 20دقيقه ديرتر آمد و گفت چون خواهرم را خيلي دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ايرانيان را ببيند. من فورا يك شمع به شمع هاي روشن اضافه كردم و براي انيشتين توضيح دادم كه ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاي خانواده شمع روشن مي كنيم و اين شمع را هم براي خواهر شما اضافه كردم. به هر حال بعد از يك سري صحبت هاي عمومي انيشتين از من خواست كه با دميدن و خاموش كردن شمع ها جشن را شروع كنم. من در پاسخ او گفتم : ايراني ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنايي را نگه داشته اند و از آن پاسداري كرده اند. براي ما ايراني ها شمع نماد زندگيست و ما معتقديم كه زندگي در دست خداست و تنها او مي تواند اين شعله را خاموش كند يا روشن نگه دارد."

آقاي دكتر مي خواست اتصال به اين تمدن را حفظ كند و مي گفت بعدها انيشتين به من گفت: " وقتي برمي گشتيم به خواهرم گفتم حالا مي فهمم معني يك تمدن 10هزارساله چيست. ما براي كريسمس به جنگل مي رويم درخت قطع مي كنيم و بعد با گلهاي مصنوعي آن را زينت مي دهيم اما وقتي از جشن سال نو ايراني ها برمي گرديم همه درختها سبزند و در كنار خيابان گل و سبزه روييده است."

بالاخره آقاي دكتر جشن نوروز را آغاز مي كنند و با شيريني هاي محلي از مهمانان پذيرايي مي كنند و كوك ويلون انيشتين را عوض مي كنند و يك آهنگ ايراني مي نوازند. همه از اين آوا متعجب مي شوند و از آقاي دكتر توضيح مي خواهند. ايشان مي گويند موسيقي ايراني يك فلسفه، يك طرز تفكر و بيان اميد و آرزوست. انيشتين از آقاي دكتر مي خواهند كه قطعه ي ديگري بنوازند. پس از پايان اين قطعه كه عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انيشتين كه چشمهايش را بسته بود چشم هايش را باز كرد و گفت" دقيقا من هم همين را برداشت كردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سين را ببيند.

آقاي دكتر تمام وسايل آزمايشگاه فيزيك را كه نام آنها با "س" شروع مي شد توي سفره چيده بود و يك تكه چمن هم از باغبان دانشگاه پرينستون گرفته بود. بعد توضيح مي دهد كه اين در واقع هفت چين يعني 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع مي شود به نشانه ي رويش. ماهي با "م" به نشانه ي جنبش، آينه با "آ" به نشانه ي يكرنگي، شمع با "ش" به نشانه ي فروغ زندگي و ... همه متعجب مي شوند و انيشتين مي گويد آداب و سنن شما چه چيزهايي را از دوستي، احترام و حقوق بشر و حفظ محيط زيست به شما ياد مي دهد. آن هم در زماني كه دنيا هنوز اين حرفها را نمي زد و نخبگاني مثل انيشتين، بور، فرمي و ديراك اين مفاهيم عميق را درك مي كردند. بعد يك كاسه آب روي ميز گذاشته بودند و يك نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقاي دكتر براي مهمانان توضيح مي دهند كه اين كاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ي فضاست و نارنج نشانه ي كره ي زمين است و اين بيانگر تعليق كره زمين در فضاست. انيشتين رنگش مي پرد عقب عقب مي رود و روي صندلي مي افتد و حالش بد مي شود. از او مي پرسند كه چه اتفاقي افتاده؟ مي گويد : "ما در مملكت خودمان 200 سال پيش دانشمندي داشتيم كه وقتي اين حرف را زد كليسا او را به مرگ محكوم كرد اما شما از 10هزار سال پيش اين مطلب را به زيبايي به فرزندانتان آموزش مي دهيد. علم شما كجا و علم ما كجا؟!"

خيلي جالب است كه آدم به بهانه ي نوروز، فرهنگ و اعتبار ملي خودش را به جهانيان معرفي كند.

خاطرات مهندس ايرج حسابي
نوشته شده توسط سیب در 13:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه پانزدهم فروردین 1388

40 نكته براي داشتن يك زندگي متفاوت، شكوهمند و پرانرژي

40 Tips for an Exceptional, Superb & Powerful Life

40 نكته براي داشتن يك زندگي متفاوت، شكوهمند و پرانرژي

 

 1.    Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

1- روزانه 10 تا 30 دقيقه به قدم زدن بپردازيد، و در اين حين لبخند بزنيد. اين برترين داروي ضد افسردگي ست.


2.    Sit in silence for at least 10 minutes each day. Buy a lock if you have to.

2- حداقل 10 دقيقه در روز با خود خلوت كنيد، در صورت نياز از قفل در غافل نشويد..


 3.. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

3- با استفاده از ويدئو برنامه هاي تلويزيوني آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط كنيد، و خواب بيشتري كنيد.


 4. When you wake up in the morning complete the following statement,   "My purpose is to__________ _ today."

4- صبحها كه از خواب بيدار مي شويد اين جمله را كامل و تكرار كنيد: « امروز قصد دارم....»


 5. Live with the 3 E's -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F's--

 Faith, Family, Friends.

5- با سه E زندگي كنيد؛ Energy (انرژي)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلي با ديگران)، و همينطور با سه F يعني Faith (ايمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).


 6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.

6- امسال بيشتز از سال پيش به تماشاي فيلمهاي عمومي (مناسب براي تمام سنين)، بازي با دوستان و خواندن كتاب بپردازيد.


 7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

7- زماني را به مراقبه و نيايش اختصاص دهيد. اينها سوخت روزانه براي انجام زندگي پر مشغله مان را فراهم مي كنند.


 8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

8- با افراد بالاي 70 و زير 6 سال اوقات بيشتري صرف كنيد.


 9. Dream more while you are awake.

9- وقت بيداري بيشتر رويا ببينيد. 


 10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

10- از غذاهايي كه از گياهان و درختان بار مي آيند بيشتر مصرف كنيد، و ازآنها كه در كارخانه ها توليد مي شوند كمتر.


 11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

11- مقداري چاي سبز و مقادير بسيار فراوان تري آب بنوشيد. ايدا اريزا (نوعي زغال اخته آبي رنگ)، غذاهاي دريائي، گل كلم، بادام و گردو و خشكبار مصرف كنيد.


 12. Try to make at least three people smile each day.

12- تلاش كنيد هر روز حداقل سه نفر را به لبخند واداريد.


 13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشين و روي ميز كار همه را مرتب و تميز كنيد، بگذاريد انرژي تازه اي وارد زندگيتان شود.


 14. Don't waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues  of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

14- انرژي پرارزشتان را بر سر شايعه سازي، هيولاهاي انرژي خوار، مسائل مربوط به گذشته، افكار منفي و يا آنچه بدان كنترل نداريد هدر ندهيد. در عوض انرژيتان را صرف همين لحظه مثبت اكنون كنيد.


 15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all  your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and  fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

15- اين را فهم كنيد كه زندگي يك مدرسه است و شما اينجائيد تا بياموزيد، تا همه امتحانهايتان را بگذرانيد. مشكلات تنها بخشي از اين دوره آموزشي اند كه درست مثل كلاس درس جبر مي آيند و مي روند، منتها درسهائي كه از اين كلاس فراگرفته مي شود عمري با شما باقي خواهد ماند.


 16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a  college kid with a maxed out charge card.

16- صبحانه تان را چون يك شاه، ناهارتان را چون يك شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهي اي بخوريد كه كارت اعتباريش ته كشيده باشد.


 17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.

17- بيشتر لبخند بزنيد و بيشتر بخنديد. اين هيولاهاي انرژي خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.


 18. Life isn't fair, but it's still good.

18- زندگي چندان عادلانه به نظر نمي رسد، با اين حال زيباست.


 19. Life is too short to waste time hating anyone.

19- زندگي كوتاه تر از آنيست كه وقتمان را صرف تنفر از ديگران كنيم.


 20. Don't take yourself so seriously. No one else does..

20- خودتان را خيلي جدي نگيريد، ديگران هم اينكار را در مورد شما نمي كنند.


 21. You don't have to win every argument. Agree to disagree.

21- مجبور نيستيد همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام كنيد. با مخالفتها موافقت كنيد.


 22. Make peace with your past, so it won't mess up the present.

22- با گذشته تان از در سازش در آئيد، آنوقت ديگر اكنونتان را خراب نخواهيد كرد.


 23. Don't compare your life to others'. You have no idea what their

 journey is all about.

23- زندگي تان را با زندگي ديگران مقايسه نكنيد. شما از موضوع و هدف اين سفر آنها هيچ نمي دانيد.


 24. Burn the candles, use the nice sheets.  Don't save it for a special occasion. Today is special.

24- از شمع هايتان استفاده كنيد، خوشگل ترين ملافه تان را كنار نگذاريد، براي روز مبادا و يا روزي خاص نگه شان نداريد، امروز همان روز بخصوص است.


 25. No one is in charge of your happiness except you.

25- جز شما كس ديگري مسئول خوشبختي تان نيست.


 26. Frame every so-called disaster with these words: "In five years, will this matter?"

26- همه باصطلاح بدبختيها را با اين جمله قالب دهيد: «آيا تا پنج سال آينده، هيچ اهميتي خواهند داشت؟»


 27. Forgive everyone for everything.

27- همه را به خاطر هر چيز و همه چيز ببخشيد.


 28. What other people think of you is none of your business.

28- افكار مردم در مورد شما، هيچ ربطي به شما ندارند.


 29. Time heals almost everything. Give time, time.

29- زمان حلال همه مشكلات است. به همه چيز زمان دهيد، زمان.


 30.. However good or bad a situation is, it will change.

30- يك موقعيت هر چقدر خوب يا بد، بالاخره تغيير مي كند.


 31. Your job won't take care of you when you are sick. Your friends will.  Stay in touch.

31- زمان بيماري، اين شغل نيست كه به دردتان مي رسد، دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشيد.


 32. Get rid of anything that isn't useful, beautiful or joyful.

32- از شر هر آنچه سودمند، زيبا و شادي بخش نيست، خلاص شويد.


 33. Envy is a waste of time. You already have all you need.

33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نياز داريد رسيده ايد.


 34. The best is yet to come.

  34- بهترينها هنوز در راه اند.


 35. No matter how you feel, get up, dress up and show up.

35- هر حسي كه مي خواهيد داشته باشيد، بلند شويد، شيك كنيد و بزنيد بيرون.


 36. Do the right thing!

36- كار درست را انجام دهيد!


 37. Call your family often.

37- گاه با خانواده در تماس باشيد.


 38. Each night before you go to bed complete the following statements:

 "I am thankful for __________." "Today I accomplished _________."

38- شبها قبل از خواب اين جمله را كامل و تكرار كنيد: «به خاطر... ممنونم.» «امروز به ... دست يافتم.»


 39. Remember that you are too blessed to be stressed.

39- يادتان باشد، بركتهاي زندگي آنقدر هست كه استرس و نگراني را بدان راهي نباشد.


 40. Enjoy the ride. Remember that this is not Disney World and you  certainly don't want a fast pass. Make the most of it and enjoy the ride.

40- از سفر لذت ببر. يادت باشد كه اين ديزني ورلد Disney World نيست و تو هم در پي يك گشت و گذار كوتاه نيستي. بهترين استفاده را از آن كنيد و از سفرتان لذت ببريد.

نوشته شده توسط سیب در 11:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم اسفند 1387

10راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی

10راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد. 
 ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.
1- ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.

سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.

ادی کانتور

2- خواستار تغییرباشید

"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.

به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.

3- مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.

باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

استفان کوی

4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.

6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:

"من نمی توانم...."

"قادر نیستم که ...."

"من هیچ وقت نتوانستم ...."

"هیچ راهی وجود ندارد که ...."

هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.

7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.


8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

9- انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.

10- پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

 

نوشته شده توسط سیب در 10:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم بهمن 1387

واکنش صحیح در مقابل انتقاد

 

آیا از انتقادهایی که با آنها روبرو می شوید به عنوان ابزاری برای هر چه غنی تر و آیین مند تر شدن استفاده می کنید؟ و یا بالعکس واکنش غیر متخصصانه از خود نشان می دهید؟ آیا به موقعیتی هایی که می توانید به نحو احسنت از آنها برای رشد و تعالی خود استفاده کنید به دیده ی تردید می نگرید؟


شکی نیست که پذیرش و هضم انتقاد کار دشواریست، حتی اگر منتقد در نهایت حسن نیت و درستی به اظهار نظر بپردازد. قبول کردن حرف های کسی که اشتباهاتتان را به شما گوشزد می کند امر خوشایندی نخواهد بود؛ اما برای تجلی هر چه بیشتر موفقیت در جامعه، “انتقاد” باید در ذهن افراد جا بیفتد، در روح آنها سیلان پذیرد و به عنوان پاره ای تفکیک ناپذیر از بدنه ی فرهنگی جامعه درآید.

بحث توانایی یا ناتوانی یک انسان به هنگام تقابل با شایستگی های فردی مطرح می گردد و میدان این مقابله ظرفیت “انتقاد پذیری” اوست. برای درک صحیح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستری مناسب است که اگر این فضای مناسب پدید آید، شخص آسانتر می تواند روند تکاملی خود را طی نماید و از این بابت باید از منتقد تشکر و قدردانی نیز بعمل آورد. اگر بتوانید یک چنین تحولی را در سیر اندیشه های خود ایجاد کنید، آنگاه در زندگی فردی و شغلی خود به موفقیت های چشمگیری دست پیدا خواهید کرد.

تحقیقات و تفصیل های گسترده در حیطه ی روانشناسی حاکی از این مطلب است که افراد زبده در هر رشته ای یاد گرفته اند که به انتقادات با دیدی متفاوت از آنچه افراد معمولی دارند، نگاه کنند.

این افراد انتقاد را به مثابه یک بازخوراند ارزشمند می پندارند و از آن به عنوان فرصتی کم نظیر برای پیشرفت و ترقی استفاده می کنند. تنها دغدغه ذهنی آنها، هدفمند و نظامند کردن اموری است که در دست اجرا دارند و نه تنها هیچ گاه با بدفهمی یا دانش ناکافی با انتقادها برخورد نمی کنند، بلکه نرمش خاصی نیز از خود نشان می دهند.

افراد حرفه ای به جای اینکه از انتقاد فرار کنند به آن خوش آمد می گویند. حتی می توان گفت به دنبال مشاوران و مستشارانی هستند که پیوسته پیشنهاد کننده ی انتقادات سازنده و گاه دردناک نیز باشند. آنها سپس از این نظرها به عنوان رهنمونی برای پیشرفت مداوم بهره می جویند.

برای اینکه در زمره مجریان درجه یک قرار بگیرید لازم است تا با روی باز از اظهارنظرهای دیگران سود ببرید. در اینجا چند گام وجود دارد که می توانید با به کار گیری آنها در زندگی روزمره هم پذیرش انتقاد ها را برای خود قابل هضم تر کنید و هم به نفع خود از آنها استفاده کنید.

۱ - کلید توقف را فشار دهید

مهم است که بتوانید خونسردی و آرامش خود را حفظ کنید و حالت تدافعی و بسته به خود نگیرید. یک نفس عمیق بکشید. لازم نیست حرفی بزنید یا کاری انجام دهید. این توقف کوتاه مدت نه تنها به شما کمک می کند تا خود را موجه سازید و آماده تان می کند تا به حرف های طرف مقابل گوش دهید بلکه نشان از توازن فردی و اعتماد به نفس شما نیز دارد. حفظ آرامش در زمان شنیدن انتقاد نشان از آن دارد که شما بر روی خودتان کنترل دارید.

۲ - مغزتان را روشن و احساساتتان را خاموش کنید

این خیلی مهم است که واکنش اتوماتیک احساسی خود را در مقابل انتقادها غیر فعال کنید. در غیر اینصورت دستخوش احساسات شده و قادر نخواهید بود بطور عینی از ارزش انتقاداتی که به شما می شود آگاه شوید. بیشتر سعی کنید بر روی واژه ها و حقایق متمرکز شوید نه احساساتی که واژگان و عبارات در شما ایجاد می کنند. بدون توجه به این مطلب که فرد مقابل با چه لحنی در حال گفتگوست به خودتان بگویید که این مطالب صرفاً برای ترقی شما و نه نابود کردنتان بیان می شود.

۳ - به دقت گوش کنید

مشتاقانه به حرف های طرف مقابل گوش دهید. اگر شما ذهن خود را به تکذیب و رد کردن حرف های او مشغول کنید، آنوقت این امکان وجود دارد که برخی از اطلاعات مهمی را که می تواند به شما کمک کند تا از اشتباهات خود در آینده اجتناب کنید و عملکرد کلی خود را ارتقا بخشید را از دست بدهید.

۴ - اشتباهات خود را قبول کنید

پذیرفتن اشتباهات و اعتراف کردن به آنها به آن معنی نیست که شما انسان کارامدی نیستید و در نظر دیگران فرد ناتوان و شکست خورده ای قلمداد می شوید. اگر اعتقاد داشته باشید که انتقاد به نفع شما بوده و از اعبتار بالایی برخوردار می باشد، می توانید به راحتی مسئولیت کامل کاری را که انجام داده اید را به عهده بگیرید. هیچ چیز و هیچ کس را به دلیل اشتباهاتی که از شما سر می زند سرزنش نکنید. نیکوست که اگر شرایط را مناسب دیدید یک عذر خواهی دیپلماتیک نیز انجام دهید: ” متاسفم که کارهای من منجر به یک چنین نتیجه ای شد، قصد من واقعاً چنین چیزی نبود”. باز هم اگر شرایط مناسب بود می توانید سوال کنید که اگر پیشنهادی دارند ارائه دهند تا دفعه آینده شما عملکر و کارایی خود را بهبود ببخشید.

۵ - اقدام اصلاحی انجام دهید

زمانیکه به طور کامل به حرف های طرف مقابل گوش کردید و از پیشنهادهای او برای پیشرفت و بهبود مطلع شدید، اشتیاق خود را برای رسیدن به موفقیت های بیشتر در آینده نشان دهید. سپس هر فعالیتی را که قصد دارید انجام دهید تا اشتباه مرتکب شده ی شما را جبران و یا خنثی نماید را مطرح کنید.

۶ - از حسن نیت طرف مقابل قدردانی کنید

از منتقد به خاطر بازخوراندش تشکر کنید و به او بفهمانید که چقدر حرف هایش برایتان ارزشمند هستند. این امر نشان می دهد که شما توانایی آن را دارید که از انتقادها به عنوان وسیله ای برای رشد و پیشرفت خود بهره ببرید، یعنی همان فاکتور کلیدی که هر رهبر با لیاقتی از آن برخوردار است. علاوه بر این اجازه دهید که طرف مقابل بداند که شما با روی باز از سایر نظرهای او در آینده استقبال خواهید کرد.

در حالی که شنیدن هر انتقادی می تواند تا حدی دلسرد کننده و مایوس کننده باشد، باید همواره در ذهن خود مرور کنید که هر نظر منفی به طور مستقیم در ارتباط است با سرعت بخشیدن به رشد سریعتر و و بازده بالاتر در شما. حتی اگر طرز بیان انتقاد درست نبود، باز هم از خود عکس العمل شدید نشان ندهید. شما باید از طرف مقابل متشکر هم باشید چراکه وقتی انتقاد می کند همپای آن برای شما فرصتی به منظور پیشرفت و ترقی فراهم می آورد.

برگرفته ار سایت پارس فان

نوشته شده توسط سیب در 10:5 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387

ان الله مع الصابرين

زندگی صحنه تلاش و بالندگی، و لحظه های آن چون رودی درگذر است. رودی مواج كه درتلاطمش ، انسان ها ساخته می شوند ؛ پس تا دمی باقی است از لحظات و سخنان دیگران عبرت بگیریم :

- با شكیبایی وصبر ، انتظار گشایش و پیروزی می رود . ( حضرت محمد صلی الله علیه و آله)

- اگر كوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش . ( امام علی علیه السلام)

- صبر، ضامن پیروزی است . ( حضرت علی علیه السلام )

- هر كس یك ساعت شكیبایی ورزد ، ساعت ها حمد و سپاس خواهد گفت . ( حضرت علی علیه السلام )

- صبر،  قله ایمان است . ( امام صادق علیه السلام)

- بردباری ، هنگامی خوب است كه مبدأ منزهی داشته باشد ، وگرنه در مقابل بیدادگری ، بردباری ناتوانی  ، و ناتوانی مقدمه نابودی است. ( زرتشت)

- بردباری به هنگام خشم ، و خوش رویی به هنگام تنگدستی ، مشكل ترین كار است . ( سقراط)

- هر چه بخواهید به دست خواهید آورد : اگر صبر و بردباری ، سرمایه شما باشد. ( لافونتن)

- كسی كه هیچ چیز را تحمل نمی كند، خود، تحمل ناپذیر است.( ژانه)

- عظمت واقعی در آن نیست كه هرگز سقوط نكنیم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كردیم، دوباره برخیزیم . ( ژید)

- مصائب خود را مانند لباس هایتان با كمال بی اعتنایی تحمل كنید.( شكسپیر)

- راز بزرگ زندگی در شكیبایی است و نباید به خاطر یك آینده مبهم ، حال را از دست داد. (؟)

نوشته شده توسط سیب در 11:40 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم بهمن 1387

اسرار موفقيت در زندگی

به نام خدا

                                    اسرار موفقيت در زندگی

عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است
كه دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است
كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند،
نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید،
همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن
ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند،
دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،
سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند
دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است
كه برای خود عذری آورده باشیم.

نوشته شده توسط سیب در 13:17 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم بهمن 1387

بابای پولدار باباي بی پول

نام کتاب : بابای پولدار باباي بی پول

 

نویسنده : رابرت کیوساکی

 

یکی از پدرانم برای به دست آوردن چند دلار جان می کند و دیگری مشت مشت پول در می آورد.
یکی از پدرانم به من یاد می داد که سوابق تحصیلی و کارم را چه طور بنویسم که بتوانم شغل خوبی به دست آورم
و
دیگری به من مي آموخت که چه طور طرحهای قوی مالی و بازرگانی را خلق کنم، تا بتوانم برای دیگران شغل ایجاد کنم.


فرزند دو پدر قوی بودن این امکان را برای من فراهم آورد تا با مقایسه آرای آنها با یکدیگر تاثیر تفکراتشان را بر زندگیشان بررسی کنم، در این جریان فهمیدم که انسانها زندگیشان را براساس افکارشان تنظیم می کنند.
پدر بی پولم دائما می گفت: من هیچ وقت پولدار نمی شوم و این پیشگویی واقعیت یافت، ولی پدر پولدارم معتقد بود که آدم پولداریست، حتی یک بار پس از ورشکستگیي که افسراده اش کرده بود، باز ادعا کرد آدم ثروتمندی است و می گفت بین فقیر بودن و ورشكسته بودن یک اختلاف بزرگ است و آن این که ورشکستگی موقتی، ولی فقر دائمی است.


پدر بی پولم معتقد بود که پول مساله مهمی نیست ولی پدر پولدارم می گفت: پول یعنی قدرت ،من فهمیدم پدر بی پول من به این دلیل که کم در آمد داشته بی پول نیست، بلکه اتفاقا در آمدش هم زیاد است، اما به خاطر شیوه تفکر و عملکردش به این وضع رسیده است.
پدر بی پولم معتقد بود که درس بخوانم و مدرک بگیریم و شغل پر در آمدی داشته باشم، ولی پدر پولدارم مرا به درس خواندن و پولدار شدن و این که نقش وفایده پول چیست، تشویق می کرد.
پدر پولدار معتقد بود که او برای پول کار نمی کند بلکه این پول است که برای او کار می کند.
پول یکی از نماد های قدرت است اما آموزش استفاده درست از پول، قدرت بیشتری را به همراه می آورد، پول می آید و می رود و انسان با آموزش و آشنایی با نحوه استفاده صحیح از آن می تواند بر آن مسلط شده و ثروتمند شود.
پولدار ها برای پول کار نمی کنند.
افراد با آگاهی از گردش مالی قادرند، خوشبخت و مرفه باشند .
شم مالی، نوعی جریان فکری است که از طریق آن می توانیم مشکلات مالی خود را حل کنیم.
جهان امروز، جهان پیچیده ، متغیر و بسیار بزرگتر از دنیای گذشته است، در این دنیا کسی جام جهان نما ندارد.
دراين نکته کوچکترین تردیدی وجود ندارد و آن هم این که تغییرات آینده در چهارچوب ذهن ما نمی گنجد و هیچ کس از آن خبر ندارد.
یکی از دلایل پولدار شدن پولدارها و بی پول شدن بی پولان و دست و پا زدن طبقه متوسط در قرض و بدهی این است که موضوع پول صرفا در خانه مطرح می شود و در نظام آموزشی جای ندارد.
برای پولدار شدن لازم است در ابتدا یاد بگیری که با مخت پول در بیاوری.
آدمها وقتی واقعا فقیر می شوند که از تلاش کردن ناامید شوند، مهم ترین مساله وارد شدن در میدان و شروع کردن به کار است.
اغلب آدمها یک عمر درباره پولدار شدن حرف می زنند و خواب آن را می بینند، ولی هیچ کاری نمی کنند.
داشتن ماشین و خانه حسابی لزوما به معنای پولدار شدن نیست .
آدمها ی پولدار قبل از پولدار شدن ابتدا پایه های یک امپراتوری مالی را می ریزند و در آینده میلیونر می شوند.
موقعیت های مختلف در زندگی می آيند و می روند این كه آدمها بدانند كه چه موقع باید تصمیم بگیرند، مهارت بزرگ و مهمی است.
زندگی بهترین معلم انسانهاست، زندگی با حرف زدن و سخنرانی کردن به آدمها چیز یاد نمی دهد، چرا که این جور یاد دادن مال مدرسه است.
زندگی غالبا با آدمها حرف نمی زند ، بلکه با یک تلنگر آزار دهنده، انسان را در مسیر خاصی قرار می دهد.
تلنگر و فشار زندگی یعنی حرف زدن او، زندگی با تلنگر و فشارها می گوید پا شو می خواهم به تو چیزی یاد بدهم.
لازم است درسهای زندگی را خوب یاد بگیريد و درست عمل کنید و گرنه زندگی دائما به شما فشار می آورد و هلتان می دهد.
زندگی آدمها دو جور است، برخی منتظرند تا زندگی هلشان دهد و برخی هم عصبانی می شوند و مقاومت می کنند، زندگی انسانها را به زور هل می دهد، در این بین عده ای خسته می شوند وعده ای هم می جنگند و از تلنگرهای زندگی چیز یاد می گیرند.
انسانهایي که در برابر تلنگرهای زندگی خسته اند و مقاومت نمی کنند، دائما منتظر يك تغییر ناگهانی یا معجزه اي هستند که قرار است مشکلات آنها را حل کند، در واقع این زندگی است که آنها را هر جا دلش می خواهد می برد و به اطاعت وادار می کند.
این افراد از خطر کردن می ترسند و به جای فکر کردن به برنده شدن برای امنیت کاری خود اهمیت بیشتری می دهند.
اغلب کارمندان و شاغلین ، کارفرما را مشکل پولدار نشدن خود می دانند، در حالی که مشکل از خود آنها سرچشمه می گیرد، آنها به خاطر مشکلاتشان دائما کار فرما را سرزنش و سعی می کنند کارفرما را عوض کنند در حالی که باید خوشان را عوض کنند.
اغلب آدمها در تلاشند که همه مردم به جز خودشان را عوض کنند ،افراد تغيير نخواهند كرد مگر این که خودشان بخواهند.
آدم های فقیر و متوسط جامعه برای پول کار می کنند در حالی که آدم های ثروتمند کاری می کنند که پول برای آنها کار کند.
یک آموزش درست، به انرژي، صبر و اشتیاق فراوانی نیازمند است ، خشم هم جزئی از این فرمول است، چرا که صبر ترکیبی از خشم و عشق است.
زماني که بحث پول پیش می آید، افراد مایلند در کمال آرامش و امنیت فکری پول در آوردند، و اين در حالی است که به جای صبر، ترس آنها را پیش می برد و برای همین شغل های کم در آمد را قبول می کنند و در نتیجه این کارفرما نیست که از آنها کار مفتی می کشد بلکه .......

 

اگر دوست دارید ماجرای این دو پدر بی پول و پولدار را دنبال کنید با ایمیلهای دیگر در روزهای آینده  همراه ما باشید تا شما هم بتوانید برای زندگی خود راه یکی از این دو پدر را انتخاب کنید

نوشته شده توسط سیب در 9:3 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم دی 1387

تشكر از خدا

اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید

به نکته‌هاى زير توجه کنيد:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 

اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،

يا گرسنگى در امان بوده‌ايد، View Full Size Image

وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، View Full Size Image

اگر کفش و لباس داريد، View Full Size Image

اگر تختخواب و سرپناهى داريد، View Full Size Image

در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد. View Full Size Image

اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد، View Full Size Image


شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.
View Full Size Image

اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:

1- يک کسى به فکر شما بوده است. View Full Size Image

2- شما به 200 ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد. View Full Size Image

3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند. View Full Size Image

به قول يکنفر:

         طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد، View Full Size Image

   طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد، View Full Size Image

          طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،

          طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،

          و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.

 

وهمیشه خدا را  شکر کنید

نوشته شده توسط سیب در 8:32 |  لینک ثابت   •